شيخ ذبيح الله محلاتى

117

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اثر طبع المولى ميرزا محمد القمى اى مهين بانوى بيت الحرم و غيب و شهود * سر ناموس نبى و مدنيت خاتم اى تو خاتون همه كشور ملك و ملكوت * وى تو بانوى همه ملك عرب تا بعجم پوست‌پوشان سر كوى تو شاهان وجود * پادشاهان در غير تو در صقع عدم تو اگر سلسله‌جنبان نشدى هيچ نبود * كى بهستى ز عدم خانه كسى داشت قدم اى تو آن گوهر يكتا كه به زيبائى تو * مادر دهر نياورد و نيارد به شكم دختر اين‌گونه ز صلب ازليت ناياب * نيست فرزند چنين دختر حق را برحم نه به پشت قدم اين نقش و نه در بطن حدوث * پس از اين نقش مجرد فلقد جف قلم زن نئى سر خداوندى و مر توشه فيض * پرده در روى تو زان روست كه السر كتم مطلع شمس جمال و افق ماه جلال * مشرق سر وجود و فلك خلق شيم چادر عصمتت از بافتهء نور خدا * پشت‌درپشت همه مطلع الطاف و نعم پدران تو همه يكه‌سواران وجود * مادران تو همه صاحب اعزاز و كرم پسران تو نياكان همه كون و مكان * ابن در ابن همه شمس ضحى بدر ظلم شمس از پرتو تو جلوه‌گر كون و مكان * ماه از جلوه تو در سر چرخش پرچم روحت از روح رسول و تنت از جوهر قدس * در سر و پاى تو پا تا سر احمد مدغم اى ز خُلق شيمت خُلق شيم مانده بجا * مايه بردار ز خُلق شيمت خُلق شيم اى كه خاك سر كوى تو مهين چشمه فيض * نيست در راه سخايت ره لاء و لن و لم پيش سرچشمه انعام تو طوفان بحر است * پيش يك قطره ز اكرام تو صد دريا كم قطره ريزد ز ابر كرمت بر رضوان * پيش يك قطره ز جود و كرمت عمان نم اى كه خاك قدمت آينهء اسكندر * وى ز خاك كرمت جام جهان‌بينى جم خجل از سبحه و سجاده و زهدت يحيى * بنده قدس تو عيسى و كنيزت مريم فخر جاروب‌كشى حرمت با حواء * شرف بندگى خاك درت با آدم همسرت حيدر از او فخر كني بر حواء * پدرت احمد از او فخر كنى بر عالم